یادداشت دهم



- " در دهان خلق افکندی مرا " . . .

- چطور ؟ این جور نبودی پیش ترها ؟

- از سفیدی ماست ما خاطر جمع باش !

- نوچ ! از رُم به این ور اینطور شدم

- سابقا یه کم زردی رو داشت !!!

- خوشمزه است . . .

- نه ، نداشت !

- چطور ؟ رُم چه خبر بوده ؟

- دستش انداخته آقا مهدی ...

- اوهوم ، خبرایی بود

- پدر خوانده ای که مارلن براندو  نبود ، حیف ،  یکی دیگه بود . . .

- گفته دوشنبه می برمت نماز جمعه !

- طفلک جوونکم ، طفلک پسرکم ، پسرکم . . .

- کتکت زدن مصطفی ؟

- اوهوم . . .

- چی می خوری ؟

- بستنی با سیگار

- می خرم برات ، دوشنبه که خواستیم بریم !

- مگه شما هم بعله ؟!؟! این کاره بودی ؟

- اوهوم . . .

- بچه ام درس می خونده اونجا . رد می شده از اون کوچه !

- . . .

- فقط رد می شده !

- . . .

- . . .

- . . .

- کجاست مصطفی ؟ کجا رفته ؟

- پسرکم دلتنگ بستنی از کوچه های شما رفت ! حلالش کنین .



/ 12 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
RAKHSHA

HAMCHONAN TAZAD DARDELE HASTI AST VA HAMCHENAN TAR TAADOL AZ DELE TAZAD BE DAR MI AYAD VA ... BEBAKHSH KE MAJBOORAM FARSI RA IN MODELI BENEVISAM YA BE GHOLE OLAMA... HAMAN...

رضا

طفلک جوونکم راستی " در دهان خلق افکندی مرا " از کيه؟

رضا

از فيض کاشانی گويا. آره؟

آنا

:)

محمد آشور

خوشحالم که پرکار شده ای مثل اغلب وقت ها دوست داشتم

پرديس

يک پک تا آخرت... جاده باريک می شود...

رصا هدايت

بعله

اميد

:)