یک شعر از من در مجله ی تجربه / مرداد 90

 

این جا اتاق راه رفتن توست

این جا اتاق نشستن ات

این جا اتاق عکس های من است

این جا اتاق نشستن ات

این جا اتاق حرف زدن تو نیست

این جا اتاق نشستن ات

این جا اتاق خواب رفتن توست

درست کنار اتاق نشستن ات !

 

چاره ای نیست

یک در میان اتاق ها را نشسته ای

باید این پرده ها را کنار بزنم

باید کمی هم از این غروب لعنتی

از شیشه های لعنتی اتاق تو ...

یا دست کم این ابرهای ناقص خاکستری

بر قالی اتاق تو هم ...

 

چاره ای نیست

باید این آفتاب کال را دید

مرا با موهای سیاهم در باد

تو را با تارهای زبر پیراهنت گره به موهایم !

باز نمی شود

از این جا بچین

از اواخر سال قبل

از کنار گوشواره ی لنگه به لنگه ام بچین

زیبا می شوم بچین

اصلا این گل بندیِ آبی ام کجاست

باید برای بردن دل مردی به کوه بزنم .

 

چاره ای نیست

باید این پرده ها را کنار بکشم

کوه پیدا نیست

زبانم نمی جنبد

پیچیده ام با گرده های موذی سبز که بهار مرا پیچیده می کنند

عصرها

غور می کنم در عکس های تولدم

راه می روی

غرق می شوم در حیاط خانه ی پدری

حرف نمی زنی

در شبستان مسجدی در یزد

خواب می روی

دراز می کشم بر علف های تپه ماهوری حوالی تبریز ...

 

هرطور میل توست

اصلا تمام اتاق های خانه را بنشین

اردیبهشت همیشه همین ماه لعنتی ست .

 

 

منتشر شده در شماره مرداد ماه مجله ی تجربه

 

 

/ 10 نظر / 18 بازدید
عبدالله

ممنون بهاره خانم واقعا لذت بردم .. حس میکنم این با این شعرتون بیشتر تونستم ارتباط برقرار کنم .. چشمه ذوق و هنرتون همیشه در جوش و خروش باد

احمد بیرانوند

در بند اول تکیه روی فعلها زیاد است در وسط این تکیه کمرنگ و در ادامه با پر رنگ می شود...گرچه تا آخر عاطفه کار یکدست است اما موسیقی سطری نامانوس می شود.... زنده باشید در کل لذت بردم

عباس گلستانی

کوه پیدانیست زبانم نمی جنبد بسیار زیبا لذت بردم . مرسی

عليرضا

بنشین بهاره جان ! وای از اتاق تنگ ... جائی برای راه رفتن ! باقی نهاده اند ؟

علی اکبر حیرت

سلام بند اول گرچه شروع زیبایی برای بند دوم شعر است ولی نداشتن حس موسیقیایی کشش لازم را برای ادامه ندارد در حالی که از بند دوم به بعد کار زیبا می شود ... امید که موفق باشید در کل زیبا بود و لذت بردم

آریا فرمانروای تنهایی

سلامی گرم خدمت شاعر محبوب و شیرین سخن بهاره فریس آبادی عزیز عزیز [گل] مطالب وبلاگ واقعا زیباست، خوشحالم که وبتون رو دیدم [لبخند] خوشحال میشم با حضورتون دهکده رو سر سبز کنین خانوم فریس آبادی همیشه موفق و البته عاشق باشید

شاعر متروکه

شاعر متروکه بروز شد دعوتید به پایتخت جمجمه ها _____________ و زیر مجموعه های اَش - رُخ ها اعدام شدند و فیل ها بِ هندوستان برگشتند یادم ، تو را - خاموش

پژمان الماسی‌نیا

• بمیر مادیان پیر! • بمیر در غبار / بمیر • که پونه سوخت، • مادیان پیر! • • • • • • ششمین نقد مجموعه‏ی شعر «گذرنامه‏ی موقت ماهی آزاد» • امین فقیری و نقد و بررسی پنجمین کتاب پژمان الماسی‏نیا.