Lost / یادداشت سی و ششم

1
تو مرده‌ای و قلب من برای یک مرده تند می‌زند. مدام در حال مرور دوباره‌ی تواَم، و احتمال دیدن تصویر تازه‌ای از تو، حتی صفرهم نیست. و باز قلب من تند می‌زند.پرت شده‌ام به سال‌های مصادف با تولدم. و تو همینطور خیره به دوربین، مات مانده‌ای. چشم‌هات نیست. و من ده ساله می‌شوم. چشم‌هات نیست و بیست ساله می‌شوم. سی ساله، و امروز حتی نیست. و دست‌هات که هی گره می‌شوند به مَفصل‌هات. صدات نیست. عضلات بی‌رنگ شکم‌ات نیست. عینک‌ات. کلاهت نیست. و سایه‌ی مهیب‌ات در حال زیرورو کردن زندگی من، پیش آمده تا روی سینه‌ام و من نفس نمی‌کشم، آه می‌کشم مدام. تو مرده‌ای،و درد می‌کند سرم هفته‌هاست. تو مرده‌ای و حسرت من تناسخ معکوس من است، استحاله‌ام به زنی در دهه‌ی هشتاد میلادی.و درک نفس کشیدن تو، جایی فرسنگ‌ها دورتر از مدرسه‌ی من.تو مرده‌ای، و آرزوهای جدید ناشدنی‌ام فجیع‌تر از فانتزی‌های رنگارنگِ پیش، آوار شده روی زندگی‌ام.
2
در حاشیه‌های زندگی نامه‌اش نوشته بود: چیزی ساکن‌ام نمی‌کند. هستی تداخل روان من است و جیغ‌های ممتد من. تداوم ناامیدی و خیال.خیال و ترس. ترس و "انحراف".و توهمِ مدام. و "شرم" که در دالان‌های نامکشوف خودساخته‌ام به آن مبتلا شده‌ام. هیچ چیز آرامم نمی‌کند. من"گم شده‌ام".تحقیر شده‌ام در تیترهای درشت روزنامه‌ها، و تمامی وکلای مدافع من، وامانده‌تر از خودم، هاج‌ و واجِ دالان‌های خانه‌ی من‌اَند!خواب کمکی نمی‌کند-اگر بشود خوابید-. و هیچ چیز بیدارم نمی‌کند. من "گم شده‌ام" در این کابوس، و به احتمال زیاد، یک شب بدون خداحافظی خواهم رفت...... پ.ن. از میان تمام معانیِ لغویِ lost گم شدن به نظرم دقیق‌تر بود. به همین خاطر دو بار نوشتم‌اش.

و رفت! فقط زندگی نامه‌اش را کسی منتشر نکرد. و این خطوط،در همان حواشی باقی مانده‌اند. حیف ...
 
 
/ 16 نظر / 39 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مشتاق

زمانی ادبیات معنابخشی را برایم تمام می کرد وقتی رفتم سراغ جامعه شناسی باز هنور ادبیات بود هنوز اما بسیار دلتنگم شعر که می بینم توقف میکنم نفس بلندی میکشم و زمزمه میکنم تا انتها شعر شما را پیش از اینها بسیار خوانده بودم چه خوب که هنوز می نویسید

کامیار

سلام شاعر ارجمند با شعری تازه به روز هستیم و مایه خرسندی است که به نقد و گفتگو درباره ی این شعر بنشینیم.

علی غم زاده

اینجا ابادی دل خراب است!!!!!! خرابببببببببببببببببببببببببببببببببب خراب تراز خانه ی خراب کودکان شب وتنها تراز نگاه پیرمردهمسایه وخسته تراز چشمان شب آه چه دیوانه ام در این سکوت حیران!!با دلی پر ازپوچ.. و نگاهی رو ب دیوار یخ زده خانه وهزاران سال درد.................

سید علی رضایی

لالا لالا گل پونه شبای سرد مهتابی لالا لالا بخواب دایی دلم تنگه نمیخوابی با یک لالایی برای عسل بانو بروزم و منتظر حضورتون[گل]

کامیار

سلام شاعر ارجمند به روز هستیم با شعری تازه در وبلاگ آشیانه جغد ( شعر پیشرو) و شما دعوتید به خوانش و نقد

۩۞۩پدرام۩۞۩

بیایید ، باور کنیـــم دلیـــل پــرواز " پـــر " نیست !!! پریــدن ، باور پرنده ایست که به پرواز می اندیشد . . . سلام دوست خوب من متنهای زیبایی تو بلاگتون خوندم بهت بخاطر داشتن این حس پاک تبریک میگم خوشحالم میکنی بهم سر بزنی

علی غم زاده

نه بغض کرده م نه اشکی رو صورتمه نه منتظر کسی ام نه کسی منتظرمه خالیم از احساس منتفرم از ترحم بیزارم از عشق سنگ شدم ساکت و سرد و سخت......

arman

سلام من ارمان هستم . يه اهنگ اجتماعي خوندم . اولين اهنگمه . دوست دارم نظرت رو در موردش بدونم اگه خواستي تا با هم تبادل لينک کنيم

فرشاد

شعرت را در کدام قالب ریخته ای که هر بار تندیسی از عشق می افرینی الهه وکیلی مطلع [گل]