یادداشت سیزدهم


عروسی گل بهار در دهلُران


نمی ارزید . . .

ترانه روسی دلگیری ، عصر جمعه ای که زیر لحاف !

بافهٔ موهای گل بهار ، زَربهار ، بهارک کوچک گلاب . . .

فوقش تلاش مضحکی ست یا خدانگهدار بی تفاوتی ست کنار درب حیاط !

فوقش تمام عکسهای کافه پالِت است که در تمامشان ،

چهره خندان تو هم پیداست !

ترس شدید ریخته ای از دوری کسی ست !

بار زیاد ریخته ای ، قبل از شروع تگرگ !

گاسپر که خوابیده در دره ای کنار جاده لوگزامبورگ . . .

 


یا . . . آه . . . گل بهار . . . زربهار . . . قناری کوچک گلاب !


برفی که قبلِ تو لگد نشده ، حتی قبلِ ظهر !

مردهٔ آویز شدهٔ  نروالِ  بی نوا !

 اما . . .

باز هم نمی ارزید !

به ارزنی حتی !

تمام روزها را که دوره کنی ، چیزی تَل میشود روی سرت شبیه خاک . . .

هوار خفیفی در دلت می کشند و تمام .

 

□□□

 

وِرلِن کنار پنجره سیگار می کشد و تنها دقیقه ای ست ، که دستان گل بهار را

عقدِ پسر ارباب کرده اند !

 

/ 7 نظر / 13 بازدید
علی چلچله

برای هر شبی که داغان است برای هر بچه ای که روزی جایی گریه کرده برای هر مرده ای سر قبری هر قبری گربه بگذارید چشمهای سرخ گربه ها در شب لاله های قبرهای ما هستند

سيدمجتبی

mojtabayas.blogfa.com http://yastahapatogh.persianblog.ir عالی بود منتظر ديدار شما از وبلاگهايم هستم و البته با نظر آشنايی با شما مايه آرامش و خوشبختی من لطفا وبلاگهای منو در ليست پيوندهاتون قرار بدين والبته من هم دئست خواهم داشت ارتباطمان دائمی باشد واز اطلاعات يکديگر استفاده کنيم به اميد ديدار

رخشا

...

ناما جعفری

خیلی باحاله سلام نکرده،بنویسی /هی عاشق نشو،باحال نیست بهار عزیز...راستی پنجره اتاقتو/بستی /اگه نبستی بدو/وانشه/نمی ترسی وابسته بشه...چه عقدبی برگشتی

پرديس

بارها خوانده ام و هر بار سکوتم گرفته از اينهمه چيزی که تل می شود روی سرت شبيه خاک... چه جهان کوچکی...

شلخت

مست می کنم برای خودم ، داد می کشم مدام . . . . و پاک می کنم مدام...