شعری از من در نشریه الکترونیکی تاسیان

 

Turn the page

 

از گوشه های برگشته ی خردادم بگیر
و این روزهای دربه درِ معطل را ورق بزن
بِرِس به پنجم دی ماه که لااقل نفس بکشم
نگاه کنم که باد می خورد توی پیشانی ات
که خیره مانده ای به مردمِ برف زده
نگاه کنم تو را وقتی که دست های همیشه یخ زده ات را
فرو می کنی توی جیب بارانی ات .

برس به پنجم دی ماه که من نفس بکشم
قدم بزنم میان کرت های موازی این باغ
زانو بزنم روی کپه های خاک
و نگاه کنم به مردم خیره ی برف زده
و نفس بکشم .

ورق بزن
برس به مورچه های سیاه
به این حشرات درشتی که اسم شان خوانا نیست
به من که دراز کشیده ام روی تخت خوابِ یک نفره !
برس به موریانه ها
به همین ها که راه می روند
از ساق تا کشاله ی پا
از دنده ها تا شکاف بین سینه ها
از گوش
از گونه
فرو می روند به دهانم
برس به همین ها ...

برس به کمی قبل
به پیش از انهدام جمجمه ام
به چشم های مضطربی در ایستگاه قطار
و کلاه سبز فرنگی من که پخش زمین شده است

یا به کمی قبل
به آینه
به یاوه گوی ملعونی که وارونه نشانم داد
و زیبا نشدم در هیچ بهاری
حتی به زور !
برس به آینه
به انتخاب کلاه سبز روی موی سیاه
به حفره های عمیق و تیره ی زیر چشم
به خستگی
به راه
به شعرهای نیمه تمام
سینه بند صورتی با پروانه های سیاه
"آه ! پروانه ی سیاه پوشیده ی من " ! ...

برس به کمی بعد
به خیابان درازی که می رسد به قطار
به قطار
به ریل های موازی
به صدای سوت
به مردم برف زده ی نگران
و زنی که نقاشی امروز عصرش را کشیده تا اینجا ...
ورق بزن تا نفس بکشم
نگاه کنم که بلیط مچاله ی توی دستش را
فرو می کند توی جیب بارانی اش
باد بزند به پیشانی اش
و من نفس بکشم .
تو ورق بزن و برس به همین جا
هرچند
من راز فصل ها را دقیق می دانم
و امروز ، روز اول خرداد است .

 

 

http://www.tasiyan.ir/view.php?kindex=612


/ 8 نظر / 16 بازدید
عبدالله

خیلی این شعرتون رو دوست دارم

علی اکبر حیرت

سلام این فرم شعر با این بازی زیبا با واژه ها درست مثل معرفی کتابی به کسی که نمی شناسی سخت است که بخواهی نظر بدهی گرچه فعلا تا رسیدن به دی ماه فرصت فکر کردن دارم ولی حال لذت خواندنش را می برم

علیرضا باصفا

درود برشما: خیلی زیبا و باحساس وبی نظیز بود واقعا لذت بردم... پاینده باشید!

امید دیوسالار

سلام بهاره جان خوندمت هم در تاسیان هم اینجا دوباره واقعا زیبا بود خوبه کم کم دارم شگفتی های شعر رو می بینیم دعوتید به بلاگم لینکتون کردم تا بهتون زود زود سر بزنم منو لینک کنید تا شاید گاهی یادتون افتاد بم سر بزنید

شاعر متروکه

سرکارخانم فریس آبادی درود شاعر متروکه بروز شد دعوتید به: تندیس تلخ _________ به پگاه آهنگرانی و اتفاقن این روزها دستانم پیچ شده بر پنجره - عروسک پیچ شده بِ نخ - نخ ِ آخر ِ سیگار در پرتگاه ِ پنجره بوی ِ دود خون خمیازه خوابیده در دهان و نخ های ِ آویزان بر پنجره - با سمفونی سیگار وعروسکی کِ در پیروزی حل می شود در کمدِ پیچ شده

حميدرضا

سلام . من به روز شده ام با : "شعر ، شب ، شهر " ...