یادداشت بیست و دوم

من خوابم

 

با رگه های ضخیم  رویا  روی پیشانی

گودی نه چندان عمیقی ، پایین تر از گلو

و رفت و آمد نفس :

پنجره ، تارهای موی تو ، پیشانی ، پره های نازک بینی ، بطن ... و نشستِ آرام  مه 

روی چانه تو ...

گاهی سبک

شبیه روزهای تابستان

بخار شده بالای لیوان چای

با فوتِ نرمی به عصرانه ات

از کنار میز تو آرام می گذرم !

گاهی بخار منگ الکل است

اطراف گردنم

روزهای تابستان

و تنها جرقه ای مانده تا ...

با این همه

 

من خوابم

 

نیم خیز بالا تنه ام به سمت توست

خیره در آینه  روبه رو

با برانداز برهنگی مردانه ای

عمودِ تنم

و نوازش بی اختیار دستهام

آینه ، تارهای موی تو ، پیشانی ... و نبض تند شقیقه هات  در خوابم  !

گاهی شبیه لرزش پشتم

با عبور آب انار ترش

از راه گلوست !

از بین دانه های آبی گردن بند می گذرد

روزهای تابستان ...

گاهی شبیه زلزله ای ست

هولِ مدامِ چهار فصل

در خوابم

با این همه

 

من خوابم

 

با ساق های کشیده به سمت فرش

شانه های راست

و ضربه های پی در پیِ انگشت هایم به بالش پر

آ هسته به طعم پو نه فکر نمی کنم

نه  به طعم سیب ترش

و نگاه تیز تو را

-  که موهای تلخش را شکافت -

پاک می کنم از کنار لبم

و بیدار نمی شوم از روزهای تابستان .

 

من خوابم

 

با انجماد سریع خون در تمام رگ هایم

و لبهای تو

با هایِ فشرده ای از روزهای در راه

گرمم نمی کنند !

گرمم نمی کنند !

 

 

/ 38 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ابوالحسن واعظی

بر خلاف برادرم از شعر خوشم آمد به وب سایتم سر بزنید و در مورد داستانم نظر بدهید واقعا خوشحال می شوم.

فاطمه اختصاری

«هستی»! ولی نشد كه بفهمی «دكارت» را توی سرت گذاشته‌ای «سیم كارت» را . يك شعر از من در عروض . كنار پنجره اي زير آب... منتظرت هستم! . . http://www.arooz.com/mag2/1387/ 1...st_261.php#more

نرگس خرقانی

سلام وبلاگ خوبی دارید. خوشحال می شوم به وبلاگ من سر بزنید. با مطالب جدید سینمایی درباره جشنواره فیلم فجر و فیلم درباره الی به روزم.

نیک زاد

درود شادم از همسایگی شما شاد و خوشبخت باشید. .

شمیم

زخمه های باد برتارهای این چگور زمستانی و آوازی مو هوم در شبستانهای خاطره واین نه که افسانه ی خواب سرود بیدار باشی است در گوش رویای تو قلم بی نهایت توانمندی دارید خوشحال می شوم حوالی سرزمین مه آلود اندیشه ام بیایید مانا باشید[گل]

مهرداد

سلام زنده و تازه باشی شما دونفر شبیه برادران مارکس هستید. اما تو بیشتر شبیه نقاشی سیاه قلم . ضمنا بوی اشعار زنبور را از لابلای شعرت شنیدم

شمس پرنده

سلام واقعا از تعریف عاجزم ممکنه بمن سر بزنی و بگی ایراد کارام چیه؟ خیلی سپاسگذارم[گل]

مصو غضنفری

چه زیبا سروده ای دختر ...مخصوصا آخرش که نام کوچک خواهرت را نیز با ترفندی شاعرانه به نام خود پیوند داده ای

آرتو

می خوابم روی سرخ رگها .........مار از اول .....................تمامی پله ها را خورده بود.

نسرین

[گل]عالی