یادداشت بیست و یکم

 

دروغ بزرگی ست ، اگر که شنیدم " سفر از تو باز نمی گردد " !

من

تمام راه

به فکر مارهای عجیب در دل کوه

شُرابه های موی دختری روی صخره ها

و طعم آشنای پونه در دهان مرد بوده ام !

 

و کوه

مخروط بلندی بود

که قاعده اش را دور زدم

سه بار

بالا نرسیدم اما !

 

من فکر می کنم که راه

لمیده زیر پای من هنوز اما

سفر از من به تمامی رفت !

و زبانم دوخته شد به کام دهانم

سه بار

قاعده را که دور می زدم

 

و اینکه شب ها

بوی الکل از پوست تن من است

و مهربانی غریبه ای ست

اینکه می خزد از لای انگشت های تو

تا دست های من

بالا نمی روم

حتی یک قدم !!!

 

من فکر می کنم

گاهی

که گَزیده ای مرا

و فکر می کنم که از ابتدا

مار بوده

پله بوده

مار بوده راه !

 

/ 15 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علی رضا فرزانه

شعر روایتی ارام و زبانی ساده دارد راوی با درایت تصویرها را یک به یک می کشد و جهانی تاز و بیانی سوزناک از عواطف به نشان می گذارد هم شروع بسیار زیبایی دارد و هم پایان معرکه ای . درود. خوشحال می شوم به من هم سری بزنید بهاره جان

حامد رحمتي

آه اگر آزادی سرودی می خواند کوچک همچون گلوگاه پرنده ای

امید

:)[گل]

حسین دیلم کتولی

سلام.... www.jerting.blogfa.com با داستان کوتاه (لطفآ خودتان ) و www.terjin.blogfa.com با شعر( چوپان دروغگو ) به روز شد حضور ونظر شما را گرامی میدارم...ممنون

مصطفا فخرایی

سلام دوست عزیز! شعر زیبایی را خواندم. 29 آبان سومین سالگرد بدرود شاعر بزرگ منوچهر آتشی است با شعری و خاطره ای یادش را گرامی می داریم.

فخرالدین سعیدی

سلام عزیز امدم خواندمت وزیبا بود نشریه ادبی هیجار منتشر شد www.haijar.com

محمد صادقی

سلام دوست عزیز مجله چلچراغ پس از وقفه ای کوتاه منتشر شد...

godo54

تابوت می افتاد ....وماه را لکه ای سیاه می نشست و جغد پایکوب تر می شد برای خاندن و خط خطی کردن فروغ .... منتظرم