یادداشت دوازدهم


شیشه های کوچک آبی ، در جیب آرتور رمبو ، کنار اسلحه یادگاری اش . . .

دشتهای مربعی شکل ، پشت حیاط ونگوگ ، کنار اسلحه یادگاری اش . . .

 

سیگارهای بلندتر از اَپولینر

سرهای طاس تر از پیکاسو

جیغ های بنفش تر از مونش

موهای سرخ تر از دالیدا

اینجا ...

کنار اسلحه یادگاری پدربزرگ من . . .


/ 11 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پرديس

و اينهمه اسلحهء يادگاری کنار من که کم آمده ام و سيگارهای بلند... کم آمدهام و سرهای طاس... کم آمده ام جيغ های بنفش...

رضا

سر طاس تر از پیکاسو فعلا کله ی من سربازه

رخشا

...

سحوری . اميربهروز قاسمی.

سلام دوست عزيز سحوري با دو غزل قديمي به روز شد سلام دسته ی گنجشک های تکراری خوش آمدید به این قصه ی سپیداری به قصه ای که نباید شنید ، باید دید حدیث بوالهوسی های مردِ درباری........... به سحوري بيا و حتمن نظرت را بنويس. به انتظارم

محمد آشور

دیگر سیگارهای بلند هم کوتاه آمدند خوب بود بهار عزیز

گاليا

تلخون

آره خواهر ديدی؟؟؟ از دله شيکسته ام که نگو و نپرس... يه چشمم اشکه يه چشمم خون...

آنا

خرگوش های عزيزتر از دالی در ظرف های سوپ گالا بهتر

نويسنده آفتاب ايرانی

با سلام وبلاگ جالب و پرمحتوایی داری به وبلاگ حقیرانه من هم یه سری بزن و نظری بده و اگر از وبلاگم خوشت اومد من و لینک کن هر وقت لینکم کردی خبرم کن تا من هم وبلاگ شما رو لینک کنم. با تشکر موفق باشی.[بدرود]