یادداشت نوزدهم

 

- " زاگرس دوره های زمین شناسی را به زیر می کشد ... "

- صرفا حضور احمقانه ای در یک اتاق سیاه

- به آشپزخانه ات برگرد ... درخت گلابی !

- " قسم می خورم ، ستارخان روی حرف سهند حرفی نمی زند "

-  و زن - طفلک - که به گوشه های منفعل اتاق تبعید شد !!!!!!

-  و اینگونه بود که دائم قطاری سوت می کشد حالا ، در تونلِ شعر بانوان جوان !

- هی ... هی ... فکر می کنم این روزها ... به ...

- بنزین

- الکل

-  نوار زخم بندی !

- و من که نابغه ام

- با افسانه نیما!

- و من و البته الیوت

- و نه آنقدر تیز ... که کاش ...

- و من ، و دیگر هیچ

- ...

-  اوه ماری

- به آشپزخانه ات برگرد !

- " ترکیب بی تفاوتی شده ام ... "

- از ...

- علی ! بیا فرار کن !

- به ...

- نه ، خوشگلم ...

- به آشپزخانه ات برگرد ...

- همه چیزش به جاست مادرش !

- " که کوچک خان را به رخ نمی کشد "

- موذمار و دودوزه باز !

- یخ نوش با قهوه های غیر عادی !

- و البته همسری شالی کار ...

- شالی زار ...

- مو  زار ...

- قند ...

- ...

- و صرفا ، حضور در یک اتاق سیاه .

 

/ 24 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پویا عزیزی

خیلی جالبه ! ببین چهارده تا نظر داری روی یک مطلب ولی کسی راجع به خود مطلب حرفی نزده . خیلی جماعت خنده داری شدیم . ولی با این حال کار در شروع خوب بود و کم کم که به پایین می رسید وارد فضای دیالوگ و یا بهتر بگویم استریو فون می شود که این فضا جای کار زیادی دارد به خصوص در ژانر هایی مانند فیلمنامه و نمایش نامه و اما به خصوص در شعر با آن بوطیقایی که ما از آن سراغ داریم جواب دادن این مساله خیلی سخت است که چگونه می شود این نوع را به شعر رسانید . مثلن در کلاسیک به گفتم و گفتا می رسید و با تصویر پردازی و قدرتنودی شاعر دوچندان می شد اما در مدرن این فعل ها که ورپریدند نمی ئانم چگونه؟ شاد باشی لینک ات را اضافه می کنم

سحر

شعر را اگر محکمتر بکو بیم بر فرق سر این جماعت آیاباز هم جرات میکنند: - به آشپزخانه ات برگرد ! - نه ، خوشگلم ... گمانم آری!

آرش رادمنش

سلام رفیق... با برگردان هایی از لاورنس فرلینگتی منتظرم... باشی و به تر!

دریاباری

خوشحالم که شمارا یافتم با درودواحترام.[گل]

صادق دارابی

از بیروت بگو عشق ما که نقاشی شده بر ساحل صدف ها و ماسه ها

علی زراسوند

اهای پنهان در توسری دوقدم مانده به اخر دنیا !؟ به من سری بزن سرسری