یک شعر در سایت "کتاب شعر"، ویژه‌ی شعر زنان

 

 

امکان کشفِ مسافر قبل، از لایه‌لایه‌های ملافه نیست

امکان لمس گونه‌اش، در پرزهای بالشی سفید

امکان برخورد نگاه با زنی بلوند، در جیوه‌ی پشتِ آینه نیست

فقط؛ رد انگشت‌های مردانه‌ای‌ست بر کاشیِ کنار روشویی

یا مدادِقرمز نوک شکسته‌ای، در شیار مخفیِ میز

مداد؛ با احتمال امضای کارت‌های بدون نام

یا احتمال نامه‌های مرموز از شهرهای ندیده‌ی دور.

 

حکایت غریبی‌ست این اتاق

حکایت نزول آینه در قبر

حکایت رسوب مرد در تختخواب

و کشف جزایر ناشناخته‌ی سالَک، پشت ران زنان قدبلند .

حکایت غریبی‌ست این شهر

با درک مدارهای زمین در دالان‌های مفروشِ مخوف

حکایت انفعال جغرافیاست

قاب شده در پنجره‌ای پشت به رود "نوا"!

 

این جا مدار یعنی نخ

نخ‌های شکافته از پیراهن خواب

بگیر و بگرد

بگرد و حلول کن در این تنهایی سفید

بپیچ

تمام دور شمسی تن، غروب یک شنبه‌ست!

و حدفاصل پاگرد و احتیاط

تنها نگاه منجمدی‌ست

 با مسواک آبی مسافرتی‌ در دست!

مهمانسرا، همیشه تنهایی را، تشدید می‌کند

تشخیص حضور غریبه را اطراف تن

و میل مفرط نوشتن نامه را، تشدید می‌کند.

 

 

عزیزم!

کشف گردش امروزم را تنها برای تو می‌توان نوشت؛

بالای این پله‌های فرار

پنجره‌ای‌ست بدون حفاظ

در طبقه‌ی هفت .

 

http://www.ketabeshear.com/march8_13/baharehFarisabadi.htm 

 


/ 14 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمدموسوی

" باز باران ، بی بهانه " " ترانه های محمد " باز باران ، بی بهانه با صدای بارش خود می سراید یک ترانه باز هم من باز هم تو زیر بارانی شبانه قصه تنهایی ما می شود یک داستان عاشقانه...

محمد

شعرجذابی بود وکمی تلخ .چرااین همه کلمه های سنگین استفاده کردید؟ فهمش برای مخاطب عام سنگین هست .

بهاره

من اینجا بودم کنار تندیس ها و تابلوها تو آن جا که اسب هادر تپه های سرسبز شیهه می کشند! ............ سلام به روزم

سيد ياسين

سلام وقت بخير. امروز با افتخار آشنا شدم با وبتون و شعرهاي زيبا و با احساستون. اميد كه سعادت حضور مجدد داشته باشم. فوق العاده دلم رو برد شعرهاتون. مانا باشيد

مریم رفیعیان

سلام لذت بردم از این شعر مرسی به یک کار سخت دعوتید به خواندن اولین غزلم چشم به راه نظرتان هستم

عادل سالم

سلام دوست شاعرم کتابتان را پیش از این خوانده بودم و همچنین مطالبی که در صفحه ی فیسبوکتان می نویسید. زبانتان را دوست دارم. نه دچار ساده نویسی دل نچسب اینروزهاست، و نه گرفتار فرم گرایی افراطی. هر چند به گمانم گاهی اوقات اصرار بر فخامت زبان شعریت کارهایتان را تحت تاثیر قرار داده است. ولی در هر صورت، زیباست. شاد باشید

نعیم

بسیار زیبا و دلنشین بود خوشحال میشم به وب من هم سر بزنید ونظرتون رو را جع به کار من بگید با احترام نعیم دولت آبادی

علي...

سلام. آپم . بيا شعرام مطالعه كن[لبخند] قالب: سنتي خط: نستعليق

mmb

سلام قشنگ و زیباست مرسی