یک شعر از بهاره فریس آبادی در روزنامه ی فرهیختگان


 

 

قتل عمد

 

 

این، حیله‌ی کلاهش بود
و رنگ آبی به موهای زن خوب می‌آمد
دایره چرخید
و این عقرب زرد بود، که در طالع‌اش افتاد
و صدای بیداد آشنایی
دوباره حلول کرد
در صبح جمعه‌ای
یا، عصر جمعه‌ای
یا...


قطعا مرده بود
آن روز شنبه عصر
که کوچه نفس نمی‌کشید از ترس
و زن‌های غریبه‌ای در شعرهای مرد، چرخ می‌زدند
ساعت چهار بود
یا، هفت
یا...


دایره چرخید
و ماهِ نیمه پیدا شد از پشت ابر
زن رو به دریا بود از شمال
زن رو به دریا بود از جنوب
و باد با بوی انگور می‌آمد، از سمت کوه
«حتم دارم این دریا پری داشت»*
صدای او بود که رو به دریا پیچید
و آرام
در گُرگُر آتش سیگاری، دود شد به هوا
یا...
مکرکلاهش بود
که چرخ می‌خورد موهای زن
در ادوار غریبه این موسیقی عجیب
چرخ می‌خورد خطوط چموش دستش
و روزهای قرمز تقویم، چرخ می‌خورد
در این طالع بداختر گنگ
که قاعده برگشت
و جانوری با هیبت پری
حلول کرد، در ماه دوم فصل.


حالا
خیابان‌های غریبه‌ای دور می‌زنند، در شعرهای مرد
و این که هر شب از مهتابی کوچک اتاقش پیداست
موهای زنی ست، که تاب می‌خورد روی آب
یا، شکل عقرب زردی ست، افتاده روی ماه
یا...

 

 

* سطری از بنفشه فریس آبادی

 

 

http://www.farheekhtegan.ir/custom?option=com_content&task=view&id=15456&Itemid=40&mosmsg=%D8%A7%D8%B2+%D8%B1%D8%A7%DB%8C+%D8%B4%D9%85%D8%A7+%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C+%D8%A7%DB%8C%D9%86+%D9%85%D8%B7%D9%84%D8%A8+%D9%85%D8%AA%D8%B4%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D9%85%21&mosmsg=%D8%B4%D9%85%D8%A7+%D8%AF%D8%B1+%D9%86%D8%B8%D8%B1+%D8%B3%D9%86%D8%AC%DB%8C+%D8%A7%DB%8C%D9%86+%D9%85%D8%B7%D9%84%D8%A8+%D8%B4%D8%B1%DA%A9%D8%AA+%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87+%D8%A7%DB%8C%D8%AF%21

/ 64 نظر / 31 بازدید
نمایش نظرات قبلی
جهانگیردشتی زاده

سلام نازنین دوست شاعرم... خوشحال میشوم به خوانش شعرم بیایی وبه نقد م بنشینی وبنشانی... سپاس [گل]

احمدجعفری لمراسکی

سلام شاعر گرامی وهنرمند محترم ضمن عرض ادب واحترام به محضر مبارک شما از جنابعالی دعوت می گردد به میکرو کلوب لمراسک (روستای ازتوابع استان مازندران ) عضو شده وما را قابل بدونید هر چند شما شهری ها ما روستائیان رو تحویل نمی گیرید اما نیاز است که به عنوان شاعر دیگر کاربرانی که عضو این کلوب هستن از اشعار شما بهرمند گردند به امید موفقیت وسربلندی شما ودیگر عزیزان ما تازه کار هستیم وداریم عضوگیری می کنیم

آواز سکوت

lسلام. خوبین؟؟؟ خیلی وقتیه به وبلاگت میام ولی وقت نمی کردم واسط کامنت بزارم. شظ فخخغث فیس بوک وبلاگتو دیدم . خیای خوب مینویسی. راستی عکس هایی هم که می گیری زیباست. یه چیزی هم که جلبم کرد طرز نگاهت توی عکسات بود. با احترام دعوتی ممنو ن میشم سری به من بزنی. راستی یه چیز دیگه دوست داشتی بگو یه قالب وبلاگ واست طراحی کنم.

مجید

سلام سلامی با یک سبد گل یاس که با عطر وجودش در دل دوستی و مهر با نی را قرار می دهد مطا لبی که با قلم عشق بر روی بر گهای سبز در خت نوشته اید بسیار دل رباست موفق باشی ..... وقت کردی یه سری به کلبه ما بزن خوشحال می شم به هم کمک کنیم [گل][گل][قلب][گل][گل] http://takboys.persianblog.ir

علی خیرخواه

سلام زیبا بود منتظر نظر شمادر وبلاگ خود هستم

nam

شما منو یاد فروغ فرخ زاد تو زمان ساسانی می اندازید

عسکری

سلام ماهى ها ... سلام ، ماهى ها سلام ، قرمزها ، سبزها ، طلائى ها به من بگوئيد ، آيا در آن اتاق بلور كه مثل مردمك چشم مرده ها سرد است ومثل آخر شبهاى شهر ، بسته و خلوت صداى نى لبكى را شنيده ايد گالری نقاشی از بهترینهای هنر نقاشی www.hassanaskari.blogfa.com

عسکری

در دنياى عشق مرد اميدوار است كه قلب زن براى نخستين بار بر روى او گشوده شده باشد و او اولين كسى باشد كه به آن آستانه مرموز راه يافته است . ولى زن آرزومند است كه آخرين كسى باشد كه در قلب مرد رسوخ كرده است و در آن پناهگاه نياز براى هميشه قرار گيرد ( لمبرزو )