یادداشت ششم

علی با که " دورتر کمی " و یا " اینجا اگر به گریه بیفتم "

یا علی با " که بابات زیادی پیره برات " با " دخترا با دامنای چاک چاک پرتقالی " ...

" من واسه تو واستاده بودم "

شهاب با " حلیمه " یا که با " ستار بن بادهای ... "

و یا بنفشه با " کلاغهای بی مغز " و با کلی غم " گره به تو به توی گیسویم "

امشب

ولم کنید ، غصه دارم و کلی غم .

نمردم اگر امشب

" بیدارم نکن از هفت های خیلی صبح "

...

" حتی اگر به گریه بیفتم " .

/ 7 نظر / 13 بازدید
Roger

...احساس کودنی رگ خوابم را یاد گرفته یعنی احتمالن من مانده ام و حوضم...

صاد

سلام با شعرهايت در وازنا اشنا شدم خوشحال ميشم از نظراتت بهره مند بشم لبهای خشکيده ی من تو کوير يک نشونه است نشون سرگشتگی توی سراب آرزوی رسيدن رسيدن به چشمه ی زلال آب تو کويری که ژر از رد با هاست

رسول رخشا

بعضی وقتها حرف مياد و نمياد يعنی دلش می خواد بياد ونمياد يعنی فکر می کنی که بايد بيادو نمياد ولی سکوت اگه نبود اگه نبود عمرن حرف از عهدش بر نمی اومد که بتونه ..........

جذام

فکر می کنم که شما رفقا ؛دیدگاه اشتباهی نسبت به هنر دارید و فقط سعی دارید به کمیت توجه کنید. با تولید! هفته ای 2_3 شعر!( اسمش همینه؟) هیچ کدومتونهنرمند محسوب نمیشین. کمی به کیفیت توجه کنید.

مسیح طالبیان

این دوستمان اینجا نوشته اند که شما سرکار خانم دیدگاه اشتباهی به هنر دارید .من به جای شما از ایشان و هنر عذر می خواهم که شاید شما به هنر چشم چرانی کرده اید اما دعوت می کنم این دوست عزیز را دوباره این سه سطر را بخوانند یعنی هجی کنند وقتی تنها هستند: بیدارم نکن .... حتی اگر به گریه بیفتم ... از هفت های صبح البته هر شش ساعت بدون تکان دادن شیشه ، یک سطر را مصرف کنند !