شعری قدیمی که از خاطرم و از دفتر شعرم پاک شده بود

 

 مکاشفات

 

و از ﻣﻴﺎﻥ معجزه هایش ﻳﮑﻰ

خلق زنانی از آل عِمران بود در رختخواب من .

ﻭﻳﺎﺭِاَزﮔﻴﻞِتُرش

و تَب

بر گونه‌های نارس‌شان

رگبار تابستان

و ذکر آرام نام‌های خدا

ﭘﻴﺶ از ﺳﭙﻴﺪﻩ‌دم .

 

الیم

دردی ﻋﻈﻴﻢ در کشاله‌ی پام

بغضی که می‌خورد گلوی مرا

ﻟﻴﻠﺎ

صفورا

عَذرا

و من

که انار ﻟﻬﻴﺪﻩ می‌مکم

ﺣﻠﻴﻢ

کنار دست پدر .

 

وللهُ ﺷﺪﻳﺪُ النساء

دخترانه‌ﺗﺮﻳﻦِ آوازها

وِردی که شکافت ﭘﻴﺮﻫﻦ مرا

غَلتی که تمام معجزه‌ها، به باف ﮔﻴﺴﻮﻳﻢ

 

ولله ﺷﺪﻳﺪُ اﻟﺮﻭﻳﺎء

لالایِ ﻏﺮﻳﺏ زنی کنار بالش خدا

عذاب

هوار ﺧﻔﻴﻔﻰ که در دلش ﮐﺸﻴﺪ و ...

 تمام !

□□□

پای برهنه برمی‌گشت گل نساء

رازی ﺷﻨﻴﺪﻩ بود

وردی

کنار رود شراب

ولله ﺷﺪﻳﺪُ العِقاب

ولله ﺷﺪﻳﺪُ العِقاب .

 

شعری که در مجموعه‌ی اول‌ام گنجانده شده بود و ... حذف شد! و امشب مرا یاد چه روزهایی که نیانداخت ...

 

 

 

/ 5 نظر / 20 بازدید
Ali

سلام.وبلاگ زیبا و پر محتوایی دارید.خوشحال میشم به وب ما هم سر بزنی..

بهرام خاراباف

,وضعیت بغرنج وغم انگیزی را در شعرتان توصیف کردید

پرگاله

و من اینجا احساس غربت می کنم / آنگاه که چیزی را به عنوان شعر برون میریزند / و دلم تنگ میشود برای نیچه / برای منزوی / برای مثنوی...

سروش

سلام خانم نوشته هاتون هيچيش به هم ربط نداره موفق باشيد[گل]

غلامرضا نصراللهی

سلام خانم فریس ابادی با تشکر از اشعار زیبائی که سرودید. دعوتید به ضیافت شعر. در وبلاگ ترنم اغاز و مشتاق نگاه مهربان و نقد و نظر ارزشمند شما