یادداشت پانزدهم


سال هزار و سیصد و شصت و پنج خورشیدی


آموزگار کلاس سوم : پ . آذردار

آموزگار کلاس چهارم : پ . آذردار

پنجم : پ . آذردار

معلم کلاس اول : پ . آذردار

کلاس دوم : پ . آذردار

 

مسلم سگ صدا ، از پیچ اول کوچه تکبیر رد شده بود و صداش در گوشهای مدرسه تاب می خورد !

 " گر دف و چنگ و نی و تار نبود  گر زن و باده مددکار نبود  . . . "

بنفشه ، شمع سی سالگی  آذر را فوت کرده بود ، و زیر تخت لبهای کوچکش را جمع می کرد و نفس های عمیق می کشید در دود کباب !

باجه های زرد ، صدای مهربان کسی آن سوی شهر ، و کابوس نزدیک شدن شب !

خواب ! کابوس ! شب ! خواب ! کابوس ! شب .

مسلم سگ صدا ، پیچ دوم کوچه تکبیر را گذشته بود و صداش از گوشهای مدرسه کم کم . . .

" همه از غصه ورم می کردیم زحمت از بزم تو کم می کردیم ، زحمت . . . "

بنفشه ، گلدانهای نیمه جان اتاق را آب داده بود ! و دسته گلی کوچک شده بود کنار پنجره  ، "با سینه های تخت و لپهای کبود " ، خشک شده بود از ترس !

قفس بزرگ بود ! و گونیای شکسته ای لای توری اش گیر کرده بود !

قفس برای مشقهای مدرسه !

مسلم سگ صدا پیچ های کوچه تکبیر را یکی یکی . . . دو تا دو تا . . .

" آ خدا گوش ! آ خدا . . . "

بنفشه ، پسته های درشت فصل را جمع کرده بود ، کبودی بازوی چپش را پاک کرده بود ، گونیای شکسته اش را خاک کرده بود ، و کز کرده بود کنار قفس از ترس !

شب . صدای تیز کلید . ترس . پیچهای کوچه تکبیر و بهار خواب کوچکی رو به شمال !

شب بود . تاریک بود . سرد بود . باران هم آمده بود ! 

 

کفترها در تاریکی راه را نمی شناسند !

 

/ 11 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رخشا

باران هم آمده بود

آرش

با عرض سلام. داستاهای تخیلی من و اژدها با داستان "نجات درخت کهن: خوان دوم - افسانه سرزمین رویاها" به روز شد.

محمد آشور

کبودی بازوی چپش را پاک کرده بود... قشنگ بود

اميد

:}

رضا

خفاش ها در روشنایی راه را نمی شناسند !

علی مسعودی نیا

شب...صدای تیز کلید ستاره ها در تاریکی ماه را، کبوتر ها در تاریکی راه را ... نمی شناسند نمی شناسند نمی شناسند

مينا

شب بود٬ تاريک بود ٬ باران هم آمده بود !

آناهیتا

صداش در گوش های مدرسه تاب می خورد

جمع پراکنده

با سلام وبلاگ جمع پراکنده با موضوعات زیر راه اندازی شد مجله شعر مجله داستانی رمان مقالات و..... حضور شما باعث دلگرمی ما خواهد شد لطفن از پست های مربوطه بازدید فرمائید جدای از بازی های زبانی و ایجاد معانی مضاعف از اتصال واژگان و حروف قراردادی در کنار هم و جدای از معنای ملموس جمع پراکنده برای ما و گذر از این سوال که آیا حروف و علامات قراردادی منجر به کشف حقیقت میگردد یا نه؟............. با تشکر جمع پراکنده