یادداشت سوم از آرشیو وبلاگ قبل

پدرم زرد بود .

بلند قد . سبیل نداشت گاه و گاه سبیل داشت ، زرد .
سیگار که می کشید ، تا ته دلش تیر می کشید سیگار و زر بود .
پیرهن آبی کمرنگی که راه داشت زرد و سوخته آستین چپش زرد تر گاه . . .
درد که می کشید سفیدی چشمان بی حسش زرد و داد که می کشید گلوی کمرنگ خراشیده اش زرد . . .
گوشواره های زرد که آل برده بود و النگوی کوچک بهار که پدرم دوست داشت ، زرد .

پدرم زرد بود . . .

قد بلندی داشت زرد و چشمهاش زرد ، دستهاش ، و صورتش زرد بود تمام  و ، زرد رنگ پدرم بود و پدرم زرد بود تمام .

/ 16 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهزاد بهادری

توی ساختار ظاهرا گیجی _ به روزم با *گفتگویی در مورد شعر سپید با حضور (بر حسب حروف الفبا) _ مریم حقیقت _ حسین دیلم کتولی _ تیرداد راد _ برزو علی پور _ مهرداد فلاح _احسان مهدیان _ سید مهدی موسوی و همه ی شما **ادامه ی پست قبل ... _ شکل ذهنی چیست : _ هارمونی چیست : _ فضا چیست : _ تعاریف دیگری از شعر !!! ***و یک سپید تازه بعد از 1362 سال که جنوب طعم کوچ می داد و باروت یعنی : ... کا مُو بِچِه جنوبُم ... راستی تا یادم نرفته سلام .

رضا

اما اين نوشته زرد نبود(به قول علی اخوان) . سياه و سفيد بود. قهوه ای بود.

محمد باقر

خوب بود با اين که اسم شما را به ياد نمی آورم و وبلاگتان برايم تازگی دارد ولی خوب بود گاهی واژه از جنس ادبيات محض است. جنسی که نه سينما دارد و نه موسيقی خوب بود

رسول رخشا

تو اگه بخواهی توی تنهايی ات هم تنها باشی بايد حواست به ساختار تنهای ات باشد نکند که ترک بردارد .... گه آمد دلیل گه خوری ...

اميد

:)

محمد تقی جنت امانی

با سلام کارهایت را خواندم .و لذت بردم . یک سری هم به دلتنگی ی من بزنید . موفق باشید

محمد تقی جنت امانی

با سلام کارهایت را خواندم .و لذت بردم . یک سری هم به دلتنگی ی من بزنید . موفق باشید

انار